تبليغاتX
دیـــــدگــاه

دیـــــدگــاه

دریچه ای به سوی اعماق زندگی

خداحافظ تعصب بی فایده!

یه مدت بود که می خواستم تعصبم رو نسبت به تیم کم کنم اما این طور نشد و بلکه تعصب از قبل هم بیشتر شد.

اما انگار تمام عوامل دیروز باعث شد که اتفاقی که باید می افتاد به وقوع بپیونده و مثل یه طومار یهو خودشو نشون بده .دیگه اون چیزی که دربارش به اطمینان رسیده بودم رو از همین امروز عملی کنم و دیگه کور سو نگاهی به این تیم می کنم(حد اکثرش تماشای تلویزیوینیه).

همشون اول و آخر به فکر منافع خودشون هستن و مردم حتی یک سر سوزن هم براشون اهمیتی ندارن برد و باختشون هم تغییر زیادی تو منافع اقتصادیشون نداره (چون اینقدر در میارن که یک کم بالا و پائین  زیاد براشون مهم نباشه) و هزارن نفر مثل خودم که  بازیچه اونها قرار داده شدن .(اما از امروز فرق می کنه)کسانی که اول فصل میان و قرار داد های نجومی می بندند و بعدش در عین بی شرمی همیشه حرف از مشکلات مالی و نداری میزنن تا افکار جامعه رو فریب بدن .

یه مش آدمی که به خاطر پول بازی می کنن و میلیونها آدمی که به خاطر این بازیکنا پول خرج می کنن.و ۱۰۰برابر نسبت به تیم تعصب نشون میدم اما جالبه کمترین کسایی که از ضعف این تیم ناراحت می شن خود بازیکنای بی لیاقت هستن.

آره دیگه تصمیم گرفتم که فریب این بازی های زندگی رو نخورم و تلاش کنم که برای خودم موفقیت  کسب کنم نه برای چیزی که ارزش و اهمیتی نمیده و هیچ منفعتی هم برام نداره.

مطمئنم  دیروز حتی یکی از بازیکنای تو زمین به این فکر نکرد که مردم از زندگی -پول-کار و مهمتر از همه وقتشون گذشتند و  روز کاملشون رو به خاطر این تیم گذاشتن و دست آخر هم با کلی افسردگی و اعصاب های داغون و هنجره های زخم شده و خستگی برگشتن.

آره همشون بعد از یه دوش گرفتن همه چیزو فراموش می کنن و پس فردا تا ریال آخر پولشونم می گیرن و اگه هم ۱ روز عقب بیفته سریع دست به شکایت میزنن.

آره وجود معدنچی ها - کریمی ها -نیکبخت ها - بادامکی ها همش به خاطر به دست آوردن بیشتر یه کلمه سه حرفی یعنی پول هست وفریب خوردن و ناراحتی و کل کل و کتک کاریش مال من و تو متعصب.

از امرور کاملا تغییر رویه میدم.

آفرین به همه هوادارن اما بدونید چیزهایی که این روزها داریم میبینیم و نمونش هم دیروز اتفاق افتاد  دیگه حتی ارزش یه تف هم ندارن.

خداحافظ تعصب بی فایده!

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 14:58  توسط امیرحسین  | 

بازگشت و تسلیم

تا زمانی که  خودم از دست خودم راضی نشم آرام نمیشم.یه بار دیگه قدرتشو بهم نشون داد.این دفعه دیگه واقعا تسلیم تسلیم خودت می دونی حقیقیه

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 23:59  توسط امیرحسین  | 

نمایشگاه!

نمایشگاه کتاب هم که بعد از کلی حرف و حدیث در مصلی برگزار شد نظر بسیاری از افراد رو جلب نکرد و نسبت به سالهای قبل هم ضعیف تر بود.مصلی که از اسم اون هم واضحه بیشتر مناسب برای برگزاری فرایض دینیه تا برپا کردن نمایشگاه اصلا استانداردهای برگزاری یک نمایشگاه رو نداره و مسئولین این کار رو به روز و هر طور شده روش انجام دادن،نتونست جواب خوبی به کتاب دوستان و مشتاقان فرهنگ بده. سالن های ناشران دانشگاهی با وضعیت نامناسب و در بین بتون های سیمانی نیمه ساخته و راهروهای بسیار تنگ تعبیه شده بود.هنگامی که جمعیت بیشتر میشد بسیاری با دیدن ازدحام جمعیت که برای سالم موندن جون خودشون تلاش می کردند تا پیدا کردن ناشر مورد نظر،قید رفتن به داخل سالن رو می زدند و بیخیال می شدند. برای اطلاع رسانی هم زیاد وقت صرف نشده بود و همه چیز با دیدن بنرهایی که یک کلمه کلی روش نوشته شده بود ختم می شد،مثلا خروجی نمایشگاه(حالا خروجی کدام خیابان یا بزرگراه یا کدام منطقه به خود بازدید کننده محول شده بود!) مکان های زیادی هم برای استراحت و تغذیه فراهم نشده بود که بسیاری مجبور شده بودند به داخل چمن ها زیر پله های جلوی درهای ورودی و خروجی سالن ها و جدول های کنار مسیر های پناه ببرند. وضعیت آمدن به مصلی که به عهده خود بازدید کننده بود اما رسیدن به مقصد از نمایشگاه هم عجیب بود .نبود پایانه های اتوبوس رانی و نداشتن تاکسی های خطی مشخص باعث شده بود که مردم هاج و واج کنار بزرگراه منتظر بمونند تا یه فرجی بشه و به مرادشون برسن.مترو تنها و کار آمد ترین راه حل بود اما کافی نبود! خلاصه این گوشه ای از نقص های نمایشگاه بود که باعث شد نمایشگاه امسال زیاد به دلم نچسبه و با سالهای قبل فرق کنه. نگاه کارشناسانه و صحیح میتونه بیست و یکیمین نمایشگاه کتاب رو بهتر از این رقم بزنه البته اگر عمری باقی بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 20:33  توسط امیرحسین  |